شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

فراموشی  (تصورات)

1391/02/12 ساعت 04:39


فراموشی، بسته ی سیگاری ست که عوضش کرده ای. آخرین نخ سیگاری ست که مانده ته جیب یک مرده. فراموشی آخرین پک است.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

... آی دوست آی دوست،‌ چهره ی آشنایت پیدا نیست  (تصورات)

1390/08/12 ساعت 12:08


دست های سرماخورده ی پائیز،‌ ترس آلوده شدن به یک بیماری مبهم...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فیلسوف کوچک من  (تصورات)

1390/07/27 ساعت 17:30





تو از تصورات زیبای من هم شیرین تری...



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خشک شدیم  (تصورات)

1390/07/10 ساعت 21:33


 سرفه ی ملحفه، پائیز بیمارستان، عفونت گل
گل عفونت، بیمارستان پائیز، ملحفه ی سرفه



رجوع شود به دو سه پست قبل. حال و روزم توی گلوی یاسمین لوی گیر کرده. یک چیز که لوی نخوانده. نتوانسته بخواندم... تنها صداست که می ماند و من خفه خونم... رجوع شوم.
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

اشک من بر گونه ی تو...  (تصورات)

1390/05/25 ساعت 12:30


شک ندارم؛ اشک ندارم. شک ندارم تو جای من اشک ریختی.


خسته وخفه. شاید به این خاطر همراه می شوم با صداای yasmin levy. صدای ناله و فریاد تا گلو آمده .

یکی از آهنگهایش را گوش کنیم با هم:

Alegria

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

  (تصورات)

1390/05/22 ساعت 08:58


در چهره ام انگار ارگی فرو ریخته است...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

خاموش و خاک خورده  (تصورات)

1390/05/18 ساعت 06:56

دوست دارم هزارها خط در رابطه با این عکس بنویسم ولی ناگفته می گذرم بگذار خود عکس حرف بزند.

قاب خاموش تلویزیونی در باغچه ی خانه ی متروک پدربزرگم/ روستای قصر_ بم/ بهار 1390

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

چه مومنانه...  (تصورات)

1390/05/05 ساعت 07:53

دیدن تو دینم، آئینه ات آئینم.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

دید ار  (تصورات)

1390/04/31 ساعت 04:57


چشمان تو، عینیت نگاه من.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

فندکی از جیب مردگان تو  (تصورات)

1390/04/17 ساعت 03:41


پیراهنم بوی قبرستان می دهد. دکمه ی یقه ام را باز گذاشته ام. که اگر آفتاب از آنطرفی در آمد که من غروب می کنم، سری به کفنم بزند. سینه ام را شرحه شرحه ببیند از فراق. دلش بسوزد. برود. سر به کوه بگذارد. شب شود. توی قبرم دراز بکشم و کم کم بخوابم شاید به خوابم آمده باشی. و گفته باشی سیگار آتش است بگذر از آتش. و من گفته باشم کسی برای مرده ام آتشی نیاورد. زنده ام را آتش زدند. بگویی خودت زدی. آتش تقصیری نداشت. بگویم قبول و ... یکهو بیدار شوم. قبرم را باور نکنم. کفنم را باور نکنم. بترسم. و آغوش تو نباشد که پناه بیاورم به آن. از ترس به خواب بروم. شاید به خوابم بیایی. 


راهی دیار آبا و اجدادی ام و مثل شاعر همشهری انقدر فانتزی ندارم که بگویم: بانو به خدا بم بم سوزان کویری با دامن گلدار شما عین هلند است... و مثل خودم مانده ام بین رفتن و ماندن... ولی شاید خاک آبا و اجدایم حوصله مو داشته باشه... اینجا که در حوصله ی خلق نگنجید دلم...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2    >>